آرتین جیگر دایی

اینجا تجربه دایی شدنم و خاطرات شیرینِ آرتین جونم رو برای آرتین جونم و شما کاربر گرامی به اشتراک میگذارم

خاطرات شیرین 28 ماهگی آرتین جونم

سلام به آرتین جونم و دوستان عزیزی که ما رو دنبال میکنن. دیر اومدم اما دست پر. این یک ماه اتفاقاتی افتاد که حال دلمونو خوب و بد کرد. من اومدم ک فقط خوب هاشو بنویسم و بد هاش رو فراموش کنم. از کودکان یاد بگیریم که اتفاق هایی ک حال دلمونو بد میکنن رو فراموش کنیم با یک گریه کوتاه و دیگه بهش فکر نکنیم. و یا یک مشکل حل نشده داریم بجای اه و ناله بکوشیم فکر کنیم تا راهی برای حلش بیابیم. برین ادامه مطلب فقط ماشاالله فراموش نشه. یکشنبه سی ام خرداد 95 بود تصمیم گرفته بودم کمتر بهش موبایل بدم تا حس مالکیتش به موبایلم کمتر بشه هم خلاقیت رو می...
5 مرداد 1395
1